مرسی از مرتضی
قوت قلب گرفتم که بنویسم. هنوز در مرحله آزمون و خطا هستم.دارم آز مایشی می نویسم ببینم چه میشه؟محمود تقریبا هرروز تشویقم می کنه بنویسم.بعضی وقت هاهم بهم رشوه میده.متاسفانه فهمیده که تنبلم. توی این یکسال سعی کردم هر جوری شده نذارم بفهمه ولی توی این یک ماه دستم روشده براش.
هنوز معتقدم نوشتن سخته ولی ننوشتن سخت تره این رو هم قبول دارم.
شاید اگه بچه های حر فه ای نویس وبلاگی نظر بدن بیشتر کمک بشم.
آدم توی این دنیای مجازی دوستای مجازی پیدا می کنه و آدم های مجازی مطالبش رو می خونن.خودش کلی هیجان به زندگیه آدم میده.
+ نوشته شده در شنبه چهارم آذر 1385ساعت 2:37 بعد از ظهر  توسط ثمانه قدرخان
|