تبليغاتX
نوشتن - برف برف برف تبریز

نوشتن

نوشتن آنچه که نمی شود هرجایی نوشت

بالاخره داره تو تبریز برف می باره

از ساعت ۱۲ ظهر شروع شده و توی حیاط دانشگاه نشسته ، دانشجوها زیر برفن بعضی فرار می کنن بعضی صورتشونو گرفتن رو به آسمون و نمی دونم چیکار می کنن؟

اگه باز هم برف نمی اومد به این یقین می رسیدم که از قدم من امسال زمستون تبریز اعتصاب کرده و از برف خبری نیست . بابا کسر شان تبریز بود وقتی همه اطراف برف تند و تند میباره تبریز هیچ خبری نباشه

دلم می خواد برم زیر این برف و سرما بخورم یا آش بخورم. آخ جون آش دوغ آذری ها. به نظر من مردم به جای اینکه توی زمستون از مناطق سرد سیر فرار کنن باید بیان و این جاها رو ببینن مردم این مناطق زندگی جالبی دارن به خصوص برای شکموها که انواع خوراکی های مقوی در این فصل تو تبریز پیدا میشه.

اگه تبریز سر زدین حتما حلوای پر از مغز تبریز و قرابیه یادتون نره.من از شیرینی فروشی "تشریفات"می خرم.می تونید از "آجیل سرا" هم بخرید.      

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 1:22 بعد از ظهر  توسط ثمانه قدرخان  |