امروز به مریم زنگ زدم آخه فردا قراره بعضی از بچه های شرق برای اعتراض به مدیر مسوول و سرمایه گذار شرق جمع بشن انجمن صنفی .
قصه بچه های شرق و رفتاری که محمد قوچانی با آنها کرد قصه عجیبی بود. تصمیم داشتم در "نوشتن " ننویسم ولی بعد از ۳ ماه و اینکه همه میدونن من وضعیتم مشخصه و از محمود بیمه بیکاری و حقوق بیکاری می گیرم می تونم اینجا بنویسم ودیگران بدونن که من بی طرفانه می نویسم .
جنگ بین محمد قوچانی (سر دبیر)و "حاج آقا خدابخش" (سرمایه گذارروزنامه شرق)که سر رفتن و نرفتن بچه های شرق به روزنامه ای بود که "حاج اقا " بعد از شرق با اون قرارداد بسته بود ۲ ماه پیش بالا گرفته بود و خدابخش به دو نفر از مدیران تحریریه گفته بود هر کدام از بچه ها رو که می خوان بیارن روزنامه "اعتماد" که حاج آقا رفته بود . اون دو نفر هم هر کسی رو که دوست داشتن برده بودن و بیش از ۳۰ نفر از بچه های شرق بیکار مونده بودن. حالا حاجی خدابخش اعلام کرده این ۳۰نفر از نظر من ترک کار کردن و اگه شرق هم باز بشه نباید بیان شرق. این ۳۰ نفر هم(من هم جزو آنها هستم) فردا قراره برن انجمن اعتراض و مدیران شرق هم قراره بیان و پاسخ گو باشن. من که بعیدمیدونم فردا مدیران پایه یک شرق برن انجمن و جواب بچه ها رو بدن. من هم در تبریز هستم و فقط به نابودی جمع گذشته و غولی به نام شرق که برای دیگران غول بود ولی برای ما موش افسوس می خورم.از آنجائی که تجمع اعتراض آمیز خبرنگاران و به طور کلی اعتراض این گروه از جامعه به هیچ کجا نمیرسد نمی توان امیدوار بود که این یکی هم ختم به خیر شود. بسیار افسوس می خورم که در تهران و میان بچه ها نیستم.
