تبليغاتX
نوشتن

نوشتن

نوشتن آنچه که نمی شود هرجایی نوشت

پست قبلی رو از وبلاگ یکی از همکاران مطبوعاتی برداشتم. با ذکر منبع.http://mikhak.blogsky.com

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 5:13 بعد از ظهر  توسط ثمانه قدرخان  | 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 5:2 بعد از ظهر  توسط ثمانه قدرخان  | 

هر چی نوشته بودم پرید.

ولی ایکاش بعضی از آدم ها اینقدر علاقه مند ، دنبال تنبیه بقیه نبودند.

 لعنت به هر چی نوشته که می پره.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 4:24 بعد از ظهر  توسط ثمانه قدرخان  | 

 

همیشه نقطه ضعف من در پاهایم  خلاصه شده بود درست مثل پاشنه آشیل.

پاهام  من رو به جاهایی می بردند که نباید.  و هر وقت که اتفاقی در زندگی من افتاده که سیر طبیعی هر چیزی رو تغییر داده اولین ضربه رو پاهام تحمل کردند. الان هم پاهام دوباره درد می کنه و این یعنی من دوباره به "چه کنم" افتاده ام.

از اسفند همین چند وقت پیش که هنوز بوش توی هوا هست و جای پاهاش هر چند شب یک بار روی شیشه ها جا می مونه و بهش میگن برف و بارون آرامش من هم فراری شده.

اینکه چی می شه؟

من باید چی کار کنم؟

احساس بیهودگی مطلق ازوقتی که سر کار نمی رم داره دیوونم می کنه.

پاهام ....

درد پاهام امروز خسته کننده شده.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 8:5 بعد از ظهر  توسط ثمانه قدرخان  |