به دلیل رفتن رئیس جمهور احمدی نژاد به جماران نتونستم به جز حسینیه جماران جای دیگری رو ببینم.
جماران خیلی محقر و کوچک بود . همیشه و به ویژه در دوران کودکی فکر می کردم این حسینیه جماران چقدر بزرگ است و بی حساب و کتاب ولی چقدر کوچک بود و محقر. قدیمی و در حال به ظاهر ریختن .
حس عجیبی داشتم. من هیشه از شکوه و جلال لذت می بردم و همیشه دلم خواسته نماد کشورم بزرگی و شکوه و جلال و جبروت و ثروت باشد. و چقدر بازدید از کاخ ها را دوست دارم و از قدم زدن در آن فضا لذت بیحد می برم.
نکته دیگر نحوه رفتن من به جماران بود. با لباس های رنگی و کاملا آراسته به جماران رفتم خودم را برای هر برخورد تندی آماده کرده بودم ُ گفتم مجبورم می کنند با چادر وارد شوم و من قبول نمی کنم و دیگر هرگز برای دیدن جماران نمی روم. ولی این طور نشد. کیفم را گشتند و موبایلم را روشن و خاموش کردند و با برخورد بسیار خوب و بسیار دور از آنچه در ذهن من بود از ورودم استقبال کردند.
چقدر خوشحال شدم که این بخش از جامعه که از من و امثال من فرسنگ ها فاصله دارند متوجه شدند که باید با برخورد خوب ما را جذب کنند.
دفعه بعد برای دیدن خانه جماران می روم .
