تبليغاتX
نوشتن - ناهار در تلفن همگانی

نوشتن

نوشتن آنچه که نمی شود هرجایی نوشت

همیشه معتقد بودم جنوب ایران از شمال آن به مراتب زیباتر است، بکرتر و جذاب تر است.

شاید هم این فقط نظر شخصی من محسوب می شود، من یه جور دیوونگی نسبت به جنوب احساس می کنم.

همین.

شنبه یکی از بهترین روزهای زندگی من درقشم بود. جمله کلیشه ای است ولی ....

 

با هم کلاسی های محمود البته نه همه آنها یک روز کامل جزیره گردی داشتیم به جرات می گویم که بی نظیر بود

سعی کردم کمبودهای قشم رو نبینم تا خیلی به کمبودهای زندگی مردم فکر نکنم. نمیشه خیلی سخته انگار همیشه من رو عادت دادند به درآوردن سیاهی های زندگی مردم.

همیشه فکر می کنم چراگردشگری در ایران رشد نمی کنه و همیشه یک پاسخ آماده برای اون دارم: نبود زیرساخت ها .

دیروز برای ناهارلافت رو انتخاب کردیم و چون جایی، سکویی، آلاچیقی و اقامتگاه موقتی در نزدیکی ساحل گردشگری لافت یا جایی که مردم در بدو ورود به لافت به آنجا می رسند وجود نداشت در کنار یک فروشگاه مواد غذایی توقف کردیم و ناهار صرف شد.

به طبع هر کس باید گوشه ای را برای خوردن ناهار انتخاب می کرد. بعضی نشسته در ماشینی که با اون درحال سفربه نقاط بعصا ندیده جزیره بودیم ناهار رو صرف کردند و بعضی هم در کیوسک تلفن همگانی

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 12:20 بعد از ظهر  توسط ثمانه قدرخان  |