یکسال پیش همین وقتها بود که تلفن زنگ زد... اونور خط آقایی بود که می گفت باید چهارشنبه 22 تیر ماه دفتر آقای خاتمی باشیم برای عقد قرار بود آقای خاتمی صیغه عقد ما رو بخونه و ما برای همیشه مال هم بشیم . البته همه اینها وقتی اتفاق می افتاد که ما قبل از روز چهارشنبه همه مقدمات لازم رو فراهم کنیم... و این به معنی کلی کار بود. به هرحال هر طوری بود آزمایش و عقد نامه و محضر آشنا که عقد نامه رو بدون امضا بده تا آقای خاتمی اونو امضا کنه پیدا شد و ما روز چهارشنبه به اتفاق خانواده راهی دفتر ریاست جمهوری شدیم .... حالا لابد می پرسید ربط این حرفها به هدیه سالگرد ازدواج و اولین مطلب وبلاگ چیه ؟؟؟؟؟؟ خوب تا چند روز دیگه سالگرد ازدواج ما از راه می رسه و درست یکسال می شه که ثمانه از من می خواد براش یه وبلاگ راه بندازم !!!!! تا اونچه رو که هرجایی نمی تونه بنویسه اینجا بنویسه.... خوب من هم امروز این کار رو کردم
البته با یکسال تاخیر که خوب ..... ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه ست ....
حالا امیدوارم وقتی این وبلاگ رو به عنوان یکی از هدیه های سالگرد عقدمون بهش می دم خوشحال بشه .. شما هم اگه تا قبل از 22 تیرماه این وبلاگ رو دیدین صداش رو در نیارین .....![]()