تبليغاتX
نوشتن

نوشتن

نوشتن آنچه که نمی شود هرجایی نوشت

خیلی خوشحالم از محبت دوستان در فضای مجازی و غیر مجازی.

متاسفانه در دو روز گذشته نتونستم برای دوستانم کامنت بذارم نمی دونم مشکل از اینترته یا از کامپیوتر من. ولی هرچه هست اوضاعی است برای خودش.

بنابرابن از همین جا به دوستانم که لطف داشتند و از "مانا "و توزیع اون سراغ گرفتند بی نهایت تشکر می کنم و می گویم که "مانا" مجوز از ارشاد ندارد و به صورت داخلی در دانشگاه "نبی اکرم (ص) " در تبریز منتشر می شود. امیدوارم بتونیم از ارشاد مجوز انتشار سراسری اون رو بگیریم.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 5:23 بعد از ظهر  توسط ثمانه قدرخان  | 

روزی که شرق توقیف شدمن یک روزه مرخصی بودم و در تبریز خبر رو ازیکی از همکاران در  BBCشنیدم.

من شوکه بودم و به طبع محمود خوشحال. چون به واسطه نبود شرق من می رفتم تبریز پیش محمود.

فردای توقیف روزنامه اما برگشتم تهران ، از گریه های بعضی از بچه ها شنیدم و یادگاری هایی رو از روز قبل روی  white board ها دیدم. عکس پائین صفحه مربوط به نوشته های بچه های شرق است در اتاق ما یعنی گروه اجتماعی.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 9:44 قبل از ظهر  توسط ثمانه قدرخان  | 

خبر بسیار خوبی بود برای من و برای تمام کسانی که دغدغه آزادی دوباره شرق رو داشتند.

به نمام دوستانم همکارانم و اونهایی که شرق رو دوست داشتند تبریک می گم.

امروز به محض شنیدن خبر با" رحمانیان " مدیر مسؤل شرق تلفنی صحبت کردم و خیرهای بیتری از اون شنیدم.

فعلا همین

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 2:3 بعد از ظهر  توسط ثمانه قدرخان  | 

روی جلد پیش شماره 3 نشریه مانا

سخت درگیر کارهای ناتمام پیش شماره سه "مانا" بودم. امشب ساعت ۷:۳۰ به وقت تهران مهرداد نراقی گرافیست نشریه، تماس گرفت و گفت "مانا" آماده رفتن به چاپخانه است. به عنوان مسئول نشریه این حق رو به خودم می دم که روی جلد نشریه رو قبل از چاپ تو وبلاگم بذارم. از حجت سپهوند به خاطر عکس خوبی که برای روی جلد انتخاب کرده متشکرم...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 0:46 قبل از ظهر  توسط ثمانه قدرخان  |