تبليغاتX
نوشتن

نوشتن

نوشتن آنچه که نمی شود هرجایی نوشت

با سبنا قنبرپور در مورد سختی های کا خبری در شهرستان صحبت می کردم و این قدر دلم پربود که نمی دونم سینا خسته شد یا نه .ولی حرف خیلی قشنگی زد.گفت:" وقتی دراهوازکارمی کردم فکرمی کردم باید همه چیز رو در این شهر تغییر بدم ولی نمی تونستم و همین آزارم می داد. "من با سینا همدردم تازه سینا درشهرخودش نتونست کارکنه من در شهر همسرم.

ما خبر ۷۲ بوم ۷۲ بغض رو فرستادیم تهران  معصومه در خبرگزاری "ایلنا" وزهرادر خبرگزاری"ایسنا"به من خیلی لطف کردن و خبر رو کارکردن و فرداش هم اکثر روزنامه های تهران خبر رو کار کرده بودند . چنگیز هم محبت کرد و خبر رو در کارگزاران زد.

جالبه بدونید فقط روزنامه های راست افراطی خبر عاشورای مارو کار نکردند.

جلب تر اینکه فردای روزی که اخبار ما در روزنامه ها کار شد درتبریز تمام تبلیغات چندمتری ما رو کندند و بردند.چون مردم شهرستان خودشون به خودشون ظلم می کنند و محمود گفت :"کسی در تبریز از یک حدی بیشتر نباید رشد کنه."

می خوام شروع به نوشتن از دیده ها و شنیده هام در مورد تبریز کنم .شهر جالبیه با مردم جالبتر.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 11:24 قبل از ظهر  توسط ثمانه قدرخان  | 

این پست دیروزه که الان فهمیدم پریده بوده و من نفهمیدم.

قراره از صبح روز تاسوعا تا ظهر عاشورا بزرگترین نقاشی در مورد عاشورا در تبریز کشیده شود.در این برنامه که 72 بوم 72 بغض نام گرفته تمام نقاشان آذربایجان شرقی  برای خلق تصویر حضوردارند.

حین کشیده شدن این نقاشی مراسم عزاداری سنتی تبریز هم اجرا می شود.

دارم سخت کار می کنم تا شماره ۲ "مانا" هم آماده بشه و به موقع به چاپ برسه. امروزمشغول فرستادن خبر این نمایشگاه که دانشگاه خودمون برگزار می کنه بودم و امیدوارم فردا روزنامه ها خبر رو کار کنند.

امروز یک خبر خوب هم بهم رسید که گروه تئاتر "زمزمه های روی نیمکت"از دانشگاه ما در بازبینی دهمین جشنواره بین المللی تئاتردانشگاهی ایران پذیرفته شده و این می تونه یک موفقیت دیگه باشه.

به محمود خسته نباشید میگم چون فقط من می دونم چقدر داره در این دانشگاه کار می کنه و چقدر کار کردن در این فضا طاقت فرسا است.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 3:34 بعد از ظهر  توسط ثمانه قدرخان  |