تبليغاتX
نوشتن

نوشتن

نوشتن آنچه که نمی شود هرجایی نوشت

ورود افشین امیرشاهی رو تبریک میگم با نوشته هایی از بم .این مطلب رو دوباره می نویسم چون یکبار پرید.کجا نمی دونم؟

الپرجریان جالبی راه انداخته که من هم از بقیه می خوام به این نوشتن پیوند بخورند.

1- روز 5 دی 82 که بم لرزید، کجا بودید؟ خبر را از کی و کجا و چگونه شنیدید؟ چه حالی پیدا کردید؟
2- بهترین خبری که دوست دارید درباره بم بشنوید، چیست؟ واقعی باشد یا آرزو هم فرقی نمی کند.


۱-جمعه ۵ دی مثل هر جمعه دیگه به میدان آرژانتین رسیدم تا برم سرکار .کنار دکه روزنامه فروشی یکی از بچه های گروه رو دیدم که داشت میرفت .چرا ؟ نمی دونم .اصولا تازه باید می اومد سرکار.خبر زلزله رو اون به من داد. نفهمیدم چرا سرم تیر کشید و داغ شدم.تند و تند آمار کشته ها رو می داد.توی "شرق" از همه داغون تر مریم خورسند بود که کاملا از حال و روزش می شد فهمید چه خبره.بعضی ناراحت بودن بعضی به "خبر"و بهترین تیتر و لید و عکس برای فردا و فروش بیشتر فکر می کردن . از همین کار روزنامه نگاری همیشه منزجرم .ما از داغ دیگران نان می خوریم.مریم دنبال رفتن به بم بود من هم همین طور . ولی اون رفت و من نتونستم برم. تا شب هر گوشه خلوت و بی مزاحم روزنامه  جایی برای من بود که گریه کنم و چقدر گریه کردم . تا چند روز گلو درد عجیبی داشتم . این عادته منه هر وقت ناراحتیه شدیدی دارم گلو درد می گیرم.و هنوز نمی توانم بدون گریه"ایرج بسطامی" گوش کنم.

۲-تا در ایران زندگی می کنم می دانم باید برای ساخته شدن آنچه خیلی ویران شده است منتظر معجزه باشم. من فقط آرزو می کنم....آرزو می کنم.... دوباره بم بایستد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 3:5 بعد از ظهر  توسط ثمانه قدرخان  | 

خاطره پیغام خیلی قشنگی برام گذاشته بود که تلخیه پریدن مطلب "بم" رو از یادم برد. یاد روزهای "شرق"در خیابان زاگرس افتادم. حالا احساس می کنم چقدر نوشتن خوبه و باعث می شه آدم دوستای خوبش رو پیدا کنه. باز هم مرسی از احسان یه لینک داد همه من رو پیدا کردن.خاطره من رو یاد اون همه خاطره در شرق انداخت.
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 2:31 بعد از ظهر  توسط ثمانه قدرخان  | 

سخن ما از انفجار در آرامگاه فردوسی مطلبی داره که لز چگونگی آن بیش از آنچه در این بلاگ هست خبر ندارم. عذر می خوام که زودتر ندیدم تا در "نوشتن" این لینک رو بزارم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 2:23 بعد از ظهر  توسط ثمانه قدرخان  | 

بالاخره داره تو تبریز برف می باره

از ساعت ۱۲ ظهر شروع شده و توی حیاط دانشگاه نشسته ، دانشجوها زیر برفن بعضی فرار می کنن بعضی صورتشونو گرفتن رو به آسمون و نمی دونم چیکار می کنن؟

اگه باز هم برف نمی اومد به این یقین می رسیدم که از قدم من امسال زمستون تبریز اعتصاب کرده و از برف خبری نیست . بابا کسر شان تبریز بود وقتی همه اطراف برف تند و تند میباره تبریز هیچ خبری نباشه

دلم می خواد برم زیر این برف و سرما بخورم یا آش بخورم. آخ جون آش دوغ آذری ها. به نظر من مردم به جای اینکه توی زمستون از مناطق سرد سیر فرار کنن باید بیان و این جاها رو ببینن مردم این مناطق زندگی جالبی دارن به خصوص برای شکموها که انواع خوراکی های مقوی در این فصل تو تبریز پیدا میشه.

اگه تبریز سر زدین حتما حلوای پر از مغز تبریز و قرابیه یادتون نره.من از شیرینی فروشی "تشریفات"می خرم.می تونید از "آجیل سرا" هم بخرید.      

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 1:22 بعد از ظهر  توسط ثمانه قدرخان  | 

آسمون تبریز امروز قشنگ ترین آسمونی بود که دیده بودم.هوا خیلی سرد شده و من که امروز از خونه تا دانشگاه رو پیاده آمدم از آسمون بنفش خیلی کم رنگ لذت عجیبی بردم.

هوا خیلی سرد شده این رو از شال و کلاه سفت و سخت مردم می فهمم. خیلی عجیبه من هنوز سردم نشده و امروز برای اولین بار بابلوز بافتنی اومدم دانشگاه و دارم از گرما خفه میشم .

امسال به طرز عجیبی من سردم نمیشه در حالی که اینجا آب توی جوب یخ بسته.

دیشب شام مهمان یکی از معاونان محمود بودیم و من برای اینکه در منزل آنها گرمم نشه لباس تابستونی پوشیدم وفقط یک شنل بافتنی که ثامن هدیه تولد بهم داده روی دوشم انداختم و در کمال ناباوری سردم نبود الان هم که میگم دوباره تعجب کردم.این در حالیه که محمود تا می تونه خودش رو می پوشونه وطی چند زمستان آشنائی ما چنین چیزی سابقه نداشته چون امسال جای ما عوض شده.

ولی امروز آسمون تبریز دیدنیه ،ای کاش دوربینم رو از تهران آورده بودم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 11:10 قبل از ظهر  توسط ثمانه قدرخان  | 

بعد از این همه سال  و بعد از این همه تجربه هنوز آش همان آش است و کاسه همان کاسه است.

از آنجائی که فشار و ایجاد محدودیت در این چند سال نتوانست دردی از فرهنگ معضلات وآسیب های اجتماعی و روانی ایران دوا کند و نتیجه تمام این فشارها نیز در چند ساله گذشته بر تمام دست اندرکاران مشخص شده است هنوز هم آقایان و خانم ها فکر می کنند باید از روش های جداسازی مرد و زن برای پاسداشت آرمان های اسلام و انقلاب بهره بگیرند. جالب اینکه صبح روز دوشنبه ۴ دی ماه ۱۳۸۵ در برنامه "مردم ایران سلام"یک روحانی به نام آقای "مرادی" از شکاف ایجاد شده بین زن و مرد در جامعه ایران می گفت و این که در این چند سال اشتباه کردیم و الان باید کاری کنیم تا این شکاف از میان برداشته شود و فضای عاطفه جایگزین آن شود .

ایشان مثالی در همین باب آوردند که به عنوان راه کار ارائه کردند: مثلا می توانیم برای ایجاد فضای انس والفت در جامعه از هنرپیشه هایی که نسبت شرعی با هم دارند در فیلم ها استفاده کنیم تا در نقش های روبه روی هم بازی کنند .مثلا یک پدر و دختر هنرپیشه واقعا نقش یک پدر ودختر را در فیلم بازی کنند تا درمواقعی بتوانند همدیگر را در آغوش بگیرندیا به هم نزدیک شوند.دلم می خواهد آقای "مرادی" این بهانه رفاه را ببیند و متوجه باشد که هنوزهم سلکانش در مورد سوار شدن زن و مرد در یک اتوبوس چه نظری دارند، وای به روزی که در صداو سیما یک زن و مرد ایرانی یا غیر ایرانی یکدیگر را در آغوش بگیرند.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 4:51 بعد از ظهر  توسط ثمانه قدرخان  | 

هوای تبریز خیلی سرده و من دارم به یک آدم برفی تبدیل میشم که این اتفاق از نوک انگشت های پام شروع شده.

خیلی خوشحالم که کرییسمس آمده و خیلی حیف که تهران نیستم تا به فروشگاه "هایلند" سر بزنم وخرت وپرت های هیجان انگیز برای کریسمس بخرم ُبعدش کلی ذوق کنم.یا برم خیابون ویلا تو کارت فروشی هاش بگردم. یا وقتی ازکنار ورودی بزرگراه مدرس رد می شم از دیدن اون همه کاج ته بریده برای کریسمس کیف کنم.

بی جهت یا با جهت من دیوونه کریسمس هستم.با درخت های رنگ به رنگش و بابا نوئل چاق خوشگل خوشمزه اش .بچه که بودم موقع کریسمس با مامانم می رفتم از مغازه های دم سفارت فرانسه و انگلیس توی خیابون جمهوری کلی شیرینی و عروسک های شکل بابانوئل می خریدم وچون از بچگی مرغ همسایه برای من غاز بود حسرت می خوردم که چرا من یک مسیحی نیستم تا عید به این قشنگی داشته باشم.البته هنوز هم به بچه های مسیحی حسودیم میشه ولی نه با اون غلظت بچگی.

البته کریسمس در کشورهای اروپائی و آمریکا دیدنیه.

به هرحال عید همه مسیحیان مبارک باشه و من به جای دولت ایران و شهرداری تهران که هیچ جشن خاصی رو برای مسیحیان تدارک نمی بیند پیشاپیش عذر خواهی می کنم.

من سال گذشته در نکوهش نادیده گرفتن این جشن بزرگ در ایران و به خصوص در تهران یک مطلب در "شرق" نوشتم و خیلی ها فکر کردن که من مسیحی هستم.امیدوارم امسال دولت و شهردای تهران من رو به خاطر این مطلب شرمنده کنه ولی مسیحیان رو که با حسرت به خیابون های لخت بدون عید نگاه می کنن خوشحال کنه.

من می دونم که تنها نامگذاری یک پارک در خیابان کریم خان تهران به نام حضرت مریم کاری برای مسیحیان ایران یا لااقل تهران نیست.هرچند اونها برای محرم ما عزاداری می کنند و صداوسیما هم برای تبلیغ مدام نشانون می ده، ولی ما برای سال نو مسیحی زحمت می کشیم و هر سال کارتون تکراری "اسکروچ"رو نشون می دیم یا فیلم "تنها در خانه".

سال نو وتولدحضرت مسیح که یک خیابان هم در تهران به نام او نداریم بر همه هم وطنان مسیحی صبور و خوب کشور مبارک.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 12:27 بعد از ظهر  توسط ثمانه قدرخان  | 

امروز بعضی از بچه های شرق برای بیان اعتراض خودشون به دفتر انجمن صنفی رفته بودن که از ۳۰نفر معترض فقط ۷یا۸ نفر در محل انجمن جمع شده بودن.و مدیران شرق هم هیچکدام طبق قرار در محل انجمن حاضر نشدند. خب وضعیت ۳۰نفر عضو "شرق" که منتظر بازشدن مجدد روزنامه خودشون هستن همچنان نامعلوم می مونه.

پیش بینی من درست بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 4:42 بعد از ظهر  توسط ثمانه قدرخان  | 

درخبرها آمده است که وزارت ارشاد آئین نامه حرفه ای روزنامه نگاری را تدوین کرده است . بعد از خواندن بندهای مختلف این آئین نامه باید کمی تامل کرد . اگر این همه حمایت از حرفه روزنامه نگاری در این مملکت می شود پس چرا روزنامه نگاران ما درچنین شرایطی به زندگی و کارخود ادامه می دهند.چرا خیلی از بچه های جوان در اولین فرصت وبه یک دعوت به هرکجایی غیر از ایران پناه میبرند.

واقعا اگر ما از روزنامه نگاران خود این همه حمایت میکنیم الان نوشابه امیری کجاست ؟ بقیه آنهایی که اسمشان جزو خطوط قرمز است ولی در نهایت استعداد وسواد و آگاهی هستند کجا نشسته اند و قلم نمیزنند؟

ای کاش واقعا این "قدر" که ادعا می کنیم "بودیم"حیف که خیلی کم تریم.

هربخش این این آئین نامه یک طرف ،قسمت وظایف روزنامه نگارانش هم یک طرف که آدم رو یاد اصول حرفه ای خبرنویسی درbbc و تعهد روزنامه نگاران این آژانس معتبر خبری دنیا میاندازد که به خاطر اشتباه یک خبرنگار رئیس این آژانس استعفا داد.

 

جزئيات آيين‌نامه كار حرفه‌اي روزنامه‌نگاري

(به نقل از خبرگزاری فارس۳/۱۰/۱۳۸۵)

 

 

جزئيات پيش‌نويس آيين نامه كار حرفه‌اي روزنامه‌نگاري كه توسط معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد تدوين شده است، اعلام شد.

در اين آيين‌نامه تعريف روزنامه‌نگار حرفه‌اي، حق و حقوق آن، مسئوليت‌هاي آن و حمايت‌هايي كه از آن صورت مي‌گيرد، آمده است.

در حال حاضر پيش‌نويس آيين نامه كار حرفه‌اي روزنامه‌نگاري قبل از ارائه به هيئت دولت در اختيار روزنامه‌نگاران، صاحبان رسانه‌ها، استادان و كارشناسان قرار گرفته است تا با اعلام نظر به پربار شدن اين آيين‌نامه كمك شود.

در آيين‌نامه كار حرفه‌اي روزنامه‌نگاران علاوه بر تعريف روزنامه‌نگار حرفه‌اي به تصريح و تأكيد حقوق و امتياز‌هاي آنان، حمايت از آنان و همچنين مسئوليت‌هاي آنان نيز توجه شده است.

اين پيش‌نويس برخلاف آيين‌نامه‌هاي قبلي كه هر گونه فعاليت روزنامه‌نگاران را منوط به دريافت كارت از دولت مي‌دانست براي رسانه‌ها در صدور كارت فعاليت خبرنگاري منعي قائل نشده است.

در اين آيين‌نامه روزنامه‌نگار حرفه‌اي كسي كه شغل اصلي و مستمر او فعاليت اساساً فكري در زمينه تهيه، تنظيم، ارائه اخبر و وقاع جاري و تحليل و تفسير آن‌ها در يك نشريه روزانه، دوره‌اي، خبرگزاري يا رسانه ديگر تعريف شده است.

كاركنان مستقيم هيئت‌هاي تحريريه مطبوعات و خبرگزاري‌ها طبق اين آيين‌نامه شامل سردبير، معاون سردبير، دبير تحريريه، دبير سرويس، معاون دبير سرويس، خبرنگار، گزارشگر، نويسنده، مترجم، طراح، كاركاتوريست، عكاس خبري و مشاغل هم طراز در ديگر رسانه‌ها روزنامه‌نگار شناخته مي‌شوند.

 

حقوق روزنامه‌نگاران

- حق جست‌و‌جو‌، بررسي و دسترسي آزاد به اطلاعات و اخبار و انتقال و انتشار آن به جز موارد مغاير با قانون.

- مراجعه به سازمان‌هاي دولتي و غير‌دولتي، تماس و ملاقات با مسئولان براي كسب اطلاعات و اخبار و دسترسي به اسناد و مدارك مختلف به استثناي مواد طبقه‌بندي شده به موجب قانون.

- حق استفاده از ابزارها و تجهيزات مورد نياز از جمله تجهيزات صوتي و تصويري به استثناي مواردي كه منع قانوني دارد.

- ضبط اطلاعات و اخبار مربوط به منافع و مصالح عمومي در صورت عدم مغايرت با حقوق انساني و شهروندي مبتني بر قانون.

- حضور در محل سوانح طبيعي و حوادث غير مترقبه، بي‌نظمي‌هاي عمومي، محل‌هاي اعلام حالت فوق‌العاده و گردهمايي‌ها، تظاهرات و راهپيمايي‌ها به جزء مواردي كه منع قانوني دارد.

- بررسي، ارزيابي و پيگيري دقيق اصالت اطلاعات و اخبار.

- امتناع از تهيه و تدوين گزارش‌ها يا مطالب ديگر با نام خود در صورت مغايرت با اصول اخلاق حرفه‌اي.

- حق حذف امضاي خود از گزارش و مطلب تحريف شده يا مغاير با قانون در فرايند تدوين و تنظيم آنها در هيئت تحريريه

-حق انتشار گزارش‌ها و مطالب با امضاي شخصي يا نام مستعار يا بدون امضا.

- حق عضويت در انجمن‌هاي صنفي وحرفه‌اي ملي، منطقه‌اي و بين‌المللي.

- حق انتشار اطلاعات و اخبار مربوط به تصميمات و اقدامات مخالف مصالح و منافع عمومي و انواع مفاسد و سوء‌استفاده‌ها به جزء موارد مغاير با قانون.

- حق مراجعه به دادگاه براي جبران خسارت معنوي ناشي از تحريف مطالبي كه به نام روزنامه‌نگار منتشر شده است، در صورت عدم توجه به تقاضاي توضيح تصحيح درباره مطالب مذكور، حداكثر يك ماه پس از انتشار آن مطالب.

- برخورداري روزنامه‌نگار از حقوق پيش‌بيني شده در قوانين كشور.

 

مسئوليت‌ها و وظايف روزنامه‌نگار

 

- احترام به اصول قانون اساسي و مقررات تقنيني و بين‌المللي مصوب جمهوري اسلامي ايران.

- رعايت شيوه‌هاي عمل و خط مشي‌هاي رسانه به منظور تقويت همبستگي‌هاي شغلي و همكاري‌هاي جمعي.

- خودداري از مداخله نظرها و قضاوت‌هاي شخصي در گزارش‌ها و ساير مطالب تهيه شده براي انتشار عمومي.

- حصول اطمينان از صحت اطلاعات و اخبار و انعكاس عيني و بي‌طرفانه آن.

- كسب رضايت افراد يا نمايندگان قانوني آنان درباره انتشار مطالب مربوط به زندگي شخصي آن‌ها.

- مطلع ساختن شهروندان و مقامات رسمي در مصاحبه‌ها و كنفرانس‌هاي خبري درباره ضبط صوتي، تصويري و فيلمبرداري مربوط به آنان.

- عدم انتشار شايعات در قالب هرگونه خبر و گزارش يا مطالب تحريري ديگر و جمع‌آوري اطلاعات به نفع افراد يا سازمان‌هاي خارج از حوزه فعاليت روزنامه‌نگار.

- احترام به اصل برائت افراد.

- مطلع ساختن سردبير يا دبير سرويس راجع به تعقيب قضايي احتمالي درباره انتشار اطلاعات و اخبار تدارك يافته از سوي روزنامه‌نگار.

- عدم دريافت هرگونه وجه نقدي و غير نقدي براي پوشش خبري رويدادهاي مختلف و به ويژه تبليغات انتخاباتي و مشابه آن.

- رعايت حقوق، حيثيت و منزلت افراد، سازمان‌ها و مؤسسات دولتي و خصوصي مرتبط با حوزه‌هاي خبري روزنامه‌نگار.

- مسئوليت تهيه و تنظيم گزارش‌هاي و مطالبي كه از سوي روزنامه‌نگار صورت مي‌گيرد به عهده وي است اما مسئوليت انتشار مطالب، گزارش‌ها و اظهارنظرهاي رسمي به عهده او نيست.

- پايبندي به اصول حرفه‌اي.

 

حمايت از روزنامه‌نگار

-

 مؤسسات رسانه‌اي موظفند سلامت و رفاه اجتماعي روزنامه‌نگار را فراهم كنند و دولت نيز حمايت‌هاي لازم را به عمل آورند.

- دولت مكلف است از حقوق حرفه‌اي‌، شرافت و منزلت روزنامه‌نگار حمايت كند.

- روزنامه‌نگار در انجام فعاليت شغلي و حرفه‌اي مصونيت دارد.

- توقيف يا بازرسي اسناد، مدارك و مواد كتبي، سمعي، بصري، تصويري و رايانه‌اي روزنامه‌نگار در فرآيند حرفه‌اي جز در موارد پيش‌بيني شده در قانون ممنوع است.

- مداخله در كار حرفه‌اي روزنامه‌نگار يا تقاضاي مغاير با مسئوليت‌هاي حرفه‌اي درباره تدارك و انتقال و انتشار اخبار و گزارش‌ها ممنوع است.

- روزنامه‌نگار با توجه به سختي كار از قانون سخت و زيان‌آور بودن مشاغل بهره‌مند مي‌شود

- روزنامه‌نگار در صورت تعطيل با توقف انتشار رسانه تا زمان شروع به كار دوباره در همان رسانه يا رسانه ديگر از بيمه بيكاري بهره‌مند مي‌شود.

- مقامات دولتي و غيردولتي موظفند از اقدامات اعمال سانسور، تطميع و تهديد، ايجاد محدوديت يا مخالفت در برابر فعاليت‌ مشروع و قانوني روزنامه‌نگار، خودداري از دادن اطلاعات به روزنامه‌نگار يا ايجاد مانع در راه دريافت اطلاعات، افشاي منابع خبري يا نام مستعار روزنامه‌نگار بدون رضايت وي، تعرض به حقوق قانوني روزنامه‌نگار، توهين به شرافت و حيثيت حرفه‌اي و اجتماعي وي، اعمال خشونت و تهديد زندگي شخصي يا لطمه زدن به سلامت و امنيت وي خودداري كنند.

 

صدور كارت هويت حرفه‌اي روزنامه‌نگاران

 

روزنامه‌نگاران مي‌توانند از كميسيون مخصوص صدور كارت هويت حرفه‌اي روزنامه‌نگاران در معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد كارت شناسايي دريافت كنند و از مزايا و تسهيلات ويژه روزنامه‌نگاران حرفه‌اي برخوردار شوند.

اعتبار كارت هويت حرفه‌اي روزنامه‌نگاران حداقل يك سال و حداكثر 5 سال قابل تمديد است.

روزنامه‌نگاران حرفه‌اي بر اساس رتبه‌هايي كه به دست مي‌آورند در 6 مرتبه خبرنگار كارآموز، خبرنگار، خبرنگار متخصص، روزنامه‌نگار، روزنامه‌نگار متخصص و روزنامه‌نگار ارشد رتبه‌بندي مي‌شوند.

 

ارزشيابي مشخصات حرفه‌اي روزنامه‌نگاران

 

ارزشيابي مشخصات حرفه‌اي روزنامه‌نگاران بدين ترتيب است كه مدرك تحصيلي ديپلم با رشته ارتباطات 10 امتياز، رشته مرتبط 10 امتياز و رشته غير مرتبط 10 امتياز است.

مدرك تحصيلي فوق‌ديپلم در رشته ارتباطات 25 امتياز، در رشته مرتبط 20 امتياز و در رشته‌هاي غيرمرتبط 15 امتياز است.

مدرك تحصيلي ليسانس در رشته ارتباطات 35 امتياز، در رشته مرتبط 30 امتياز و در رشته‌‌هاي غيرمرتبط 25 امتياز است.

مدرك تحصيلي فوق‌ليسانس در رشته‌ ارتباطات 45 امتياز، در رشته‌هاي مرتبط 40 امتياز و در رشته‌هاي غير مرتبط 35 امتياز است.

مدرك تحصيلي دكترا در رشته ارتباطات 55 امتياز، در رشته‌هاي مرتبط 50 امتياز و در رشته‌هاي غيرمرتبط 45 امتياز است.

سابقه كار براي هر سال تجربه كاري 2 امتياز محسوب مي‌شود كه حداكثر آن 50 امتياز است.

تسلط به زبان‌هاي رايج بين‌المللي به ازاي هر زبان 5 امتياز دارد كه حداكثر آن 10 امتياز است.

اخذ جوايز از جشنواره‌هاي مطبوعاتي و رسانه‌اي به ازاي هر جايزه 2 امتياز داده مي‌شود كه حداكثر آن 10 امتياز است.

انتشار كتب و آثار تخصصي با كاربرد رسانه‌اي 10 امتياز دارد.

فعاليت تدريس آموزش رسانه‌اي براي هر واحد درسي 2 امتياز دارد كه حداكثر آن 10 امتياز است.

عضويت در انجمن‌هاي علمي و تخصصي مرتبط 5 امتياز دارد.

تجربه‌هاي ويژه گزارش خبري در ايران و خارج از كشور به تشخيص كميسيون مخصوص صدور كارت روزنامه‌نگاري 10 امتياز دارد.

آموزش‌هاي حين خدمت يا كوتاه مدت روزنامه‌نگاري به ازاي هر دوره 2 امتياز است كه حداكثر آن 10 امتياز است.

 

رتبه‌بندي روزنامه‌نگاران

 

خبرنگار كارآموز زير 35 امتياز ،خبرنگار بين 35 تا 70 امتياز، خبرنگار متخصص بين 71 تا 90 امتياز، روزنامه‌نگار بين 91 تا 110 امتياز، روزنامه‌نگار متخصص بين 111 تا 130 امتياز و روزنامه‌نگار ارشد از 131 امتياز به بالا دارد.

متن اوليه پيش‌نويس آيين‌نامه كار حرفه‌اي روزنامه‌نگاري طي ماه‌هاي مرداد، شهريور، مهر و آبان در يك گروه كارشناسي متشكل از اساتيد علوم ارتباطات مورد بررسي و تبادل نظر قرار گرفته و براي تدوين نهايي در شوراي ديگر متشكل از اعضاي گروه كارشناسي علوم ارتباطات به رياست عليرضا مختارپور معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد مورد ارزيابي قرار گرفته است.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 1:13 بعد از ظهر  توسط ثمانه قدرخان  | 

امروز به مریم زنگ زدم آخه فردا قراره بعضی از بچه های شرق برای اعتراض به مدیر مسوول و سرمایه گذار شرق جمع بشن انجمن صنفی .

قصه بچه های شرق و رفتاری که محمد قوچانی با آنها کرد قصه عجیبی بود. تصمیم داشتم در "نوشتن " ننویسم ولی بعد از ۳ ماه و اینکه همه میدونن من وضعیتم مشخصه و از محمود بیمه بیکاری و حقوق بیکاری می گیرم می تونم اینجا بنویسم ودیگران بدونن که من بی طرفانه می نویسم .

جنگ بین محمد قوچانی (سر دبیر)و "حاج آقا خدابخش" (سرمایه گذارروزنامه شرق)که سر رفتن و نرفتن بچه های شرق به روزنامه ای بود که "حاج اقا " بعد از شرق با اون قرارداد بسته بود ۲ ماه پیش بالا گرفته بود و خدابخش به دو نفر از مدیران تحریریه گفته بود هر کدام از بچه ها رو که می خوان بیارن روزنامه "اعتماد" که حاج آقا رفته بود . اون دو نفر هم هر کسی رو که دوست داشتن برده بودن و بیش از ۳۰ نفر از بچه های شرق بیکار مونده بودن. حالا حاجی خدابخش اعلام کرده این ۳۰نفر از نظر من ترک کار کردن و اگه شرق هم باز بشه نباید بیان شرق. این ۳۰ نفر هم(من هم جزو آنها هستم) فردا قراره برن انجمن اعتراض و مدیران شرق هم قراره بیان و پاسخ گو باشن. من که بعیدمیدونم فردا مدیران پایه یک شرق برن انجمن و جواب بچه ها رو بدن. من هم در تبریز هستم و فقط به نابودی جمع گذشته و غولی به نام شرق که برای دیگران غول بود ولی برای ما موش افسوس می خورم.از آنجائی که تجمع اعتراض آمیز خبرنگاران و به طور کلی اعتراض این گروه از جامعه به هیچ کجا نمیرسد نمی توان امیدوار بود که این یکی هم ختم به خیر شود. بسیار افسوس می خورم که در تهران و میان بچه ها نیستم.

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 3:36 بعد از ظهر  توسط ثمانه قدرخان  | 

به من گفته شد باید مطلب "چرا خادم نه" را تغییر دهم من هم تغییر دادم.بعضی قسمت ها را طور دیگری نوشتم که اتفاق بدی نیفتد.

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 3:30 بعد از ظهر  توسط ثمانه قدرخان  |